بهترین معلم دنیا در مریوان
حالا که بحثمون در مورد معلم هاس. یه چیز دیگهای بنویسم در همین مورد. الان من دارم تایپ می کنم و گویندهی خبر تلویزیون داره میگه که در مریوان، یه آقا معلم شریف برای همدردی با دانش آموزش که موهای سرش به دلیل یه بیماری خاص ریخته، سر خودش رو کاملاً تیغ انداخته. هردوشون رو هم دارن در کلاس درس کنار هم نشون میدن. احسنت! یه معلم چه قدر باید توی گوش دانشآموزهاش بوستان و گلستان و کلیله و سیاست نامه و مثنوی و چه می دونم کتب زبان انگلیسی فرو کنه تا برسه به جایی که این شریف مریوانی رسید؟ تازه اگه رسیدن به این جایگاه با تعلیم کتاب امکان داشته باشه. خودتون رو بذارین جای این دانش آموز. چه کیفی کرد این بچه! دوباره زنده شد و خودش رو در مرکز دنیا دید. چه جانی داد این معلم به این بچه! چه درسی داد به همهی بچهها و برزگترهای دنیا!
کار ظاهراً سادهی این معلم مریوانی، شاهکاری بزرگ بود و از دست هرکسی بر نمی آید: تکنولوژی نیست که به آن رسید یا واردش کرد؛ هنر است، با علم یا ثروت به دست نمی آید. هنروری، دل می خواهد. شاید از امروز باید به یک موضوع جدید انشاء هم فکر کنیم: علم بهنر است یا ثروت یا هنر؟