اقتباسی از چاق و لاغر چخوف
چاق و لاغر داستان کوتاهی از آنتوان چخوف است که من آن را به میان پردهای تبدیل کرده ام.سالها پیش، یکی از دوستان پیشکسوتم در تئاتر گرگان، به من پیشنهاد دادند تا مجموعه ای از کارهای کوتاه داستانی چخوف را، به شکل نمایشنامه تنظیم کرده و در قالب اپیزودهای چندگانه روی صحنه ببریم. پیشنهاد خوبی بود. اما من آن زمان، حس و حال لازم کار را نداشتم؛ بزرگواری از ایشان بود و تعلل از من. اما یکی دو مورد را خط خطی کردم. چاق و لاغرش را بخوانید. به ویژه به شخصیت پورفیری توجه کنید.
اشخاص نمايش:
پورفيري، لاغر، طبقه متوسط.
لوئيزا، همسر پورفيري.
نافانائيل، پسر پورفيري، نوجوان.
ميشا، دوست دورانكودكي پورفيري، فربه، با ظاهري كاملاً آراسته و اشرافي.
سالن انتظار ايستگاه قطار پطرزبورگ. ميشا، عينك مطالعه بر چشم دارد و روي نيمكتي در گوشه صحنه نشسته و روزنامه ميخواند. پورفيري، همسر و پسرش از انتهاي صحنه وارد مي شوند. چمدان به دست.