hhh

یک ساعتی است به خانه برگشته‌ام. کلاس داشتم و آخر وقت هم جلسه‌ی دفاع از پایان نامه‌ی کارشناسی ارشد دانشجویی بود با عنوان "بررسی تطبیقی رمان کوری اثر ساراماگو و رمان طاعون اثر آلبر کامو". مشاور پایان‌نامه‌اش من بودم. این دو رمان از نظر فرم و درونمایه با هم شباهت بسیاری دارند و البته، تفاوت‌هایی. این دو رمان، استعاره‌ای از وضعیت انسان معاصر است. در اولین رمان، طاعونی مرگبار به جان اهالی شهر می افتد و همه را درگیر می کند و در رمان کوری، به دلایلی نامعلوم اهالی شهر  یکی پس از دیگری بینایی خود را از دست می دهند. در پایان رمان، باز هم به دلایلی نامعلوم، بینایی به اهالی شهر باز می گردد. یکی از جمله‌های پایانی‌ این رمان، پیام اصلی نویسنده و کلید تحلیل "کوری" است: "چرا ما کور شدیم. نمی دانم. شاید روزی سر در بیاوریم ...فکر نمی کنم که کور شدیم، ما کور هستیم، کوری که می بیند، کورهایی که می توانند ببینند اما نمی بینند." این دو رمان را، اگر نخوانده‌اید، حتماً بخوانید.