نیمکرههای شمال و جنوب مغز من
امروز ساعت چهار و پانزده دقیقه بعداز ظهر به وقت گرگان از دانشگاه بر می گشتم خونه(حقیقتاً من یا دانشگاهم یا خونه، و اگر خونه باشم دور از جون آقایون مجرد، حتماً توی آشپزخونه.) بله، خبری شنیدم باز از رادیو پیام(بچه مثبت ها فقط رادیو گوش میدن!) گوینده محترمه در یه خبر علمی گفتن که ظاهراً یه نوع گیاهی هست که در مقابل قطرات بارون حساسه. به این صورت که وقتی یه قطره بارون داخل گلش می چکه، با این احتمال که براش ضرر دار فوراً خودش رو جمع میکنه تا قطرات بعدی داخلش نشه. جالبتر این که گل مذکور پس از چکیدن قطرات بعدی دیگه خودش رو جمع نمی کنه. چون متوجه میشه براش خطری نداره. حقیقتش شما که غریبه نیستین، وقتی فکرش رو می کنم می بینم که من خیلی وقتا به اندازهی همین گیاه فهیم، از نیمکرههای چپ و راست و شمال و جنوب مغزم کار نکشیده ام و لاجرم به روز و روزگاری دچار شده ام که هیچ مسلمان و کافری به آن دچار نشود! آمین